
در نخستین برپایی جشنواره فیلم پس از انقلاب، آن هم در شرایطی که ایران در بحبوحه جنگ گرفتار بود، سینما چندان در کانون توجه قرار نداشت، بطوریکه باید جشنواره اول را در عین اهمیت، جشنوارهای سرد و بیروح خواند. با این حال حضور دو فیلم مطرح از سه فیلمساز وابسته به موج نوی سینمای ایران، تا حدودی از سردی جشنواره کاست، به خصوص اینکه این سه فیلم پس از نمایش محدود در این سال، برای همیشه در گنجینه توقیف رفتند و دیگر رنگ پرده را بر خود ندیدند. «حاجی واشنگتون» اثر زندهیاد علی حاتمی، «خط قرمز» ساخته مسعود کیمیایی و «مرگ یزدگرد» فیلم نامتعارف بهرام بیضایی، سه فیلم ارزشمندی بودند که بیگمان نگین نخستین جشنواره فجر به حساب میآمدند. این جشنواره، بصورت غیررقابتی برگزار شد و هیچ جایزهای در آن اهدا نگردید. [اطلاعات بیشتر]
جشنواره نوپای فجر در دومین سال برگزاریاش، میزبان 24 فیلم بود که عمدتاً ساخته فیلمسازانی موسوم به نسل اولیهای انقلاب، بودند. در این بین حضور همزمان سه فیلم از محسن مخملباف، به نامهای «استعاذه»، «دو چشم بیسو» و «توبه نصوح» بیش از هر چیز در کانون توجه بود و پس از آن علیرضا داودنژاد نیز با دو فیلم «خانه عنکبوت» و «جایزه» در جشنواره به رقابت میپرداخت. این دوره از سویی آغاز کار حرفهای فیلمسازانی مانند رسول صدرعاملی، مهدی صباغزاده، محمدعلی نجفی، حسن هدایت، محمدرضا اعلامی و خسرو سینایی در سینما بود. کارگردانانی که در سالهای بعد توانستند به نوعی سکان سینمای اجتماعی ایران را در دست بگیرند و هریک آثار قابل توجهی را عرضه نمایند. در این دوره فیلمی از سینمای موسوم به «دفاع مقدس»، با نام «دیار عاشقان» ساخته حسین کاربخش دیپلم افتخار را برای بهترین فیلم و خسرو سینایی برای «هیولای درون» جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد. «دیار عاشقان» روایت سربازی است که به جبهه فرا خوانده میشود و این در حالی است که او از رفتن به خط مقدم واهمه دارد تا اینکه دوست قدیمی و رزمندهاش را میبیند و پس از شهادت وی، دچار دگرگونی میشود. جوایز بازیگری در شرایطی که در بخش زنان اهدا نمیشد، برای بهترین بازیگر نقش اول و دوم مرد بترتیب به حسین پرورش برای «نقطه ضعف» و پرویز پرستویی برای «دیار عاشقان» تعلق گرفت. [اطلاعات بیشتر]
در سومین دوره 20 فیلم بلند در بخش مسابقه با یکدیگر به رقابت پرداختند، که شاید مهمترینهای آنها «کمالالملک» اثر علی حاتمی، «گلهای داوودی» رسول صدرعاملی، «ریشه در خون» ساخته سیروس الوند و «تاتوره» کیومرث پوراحمد بود. بخش اعظم جوایز این سال را «گلهای داوودی» به خانه برد، اما این یدالله صمدی بود که برای «مردی که زیاد میدانست» بهترین کارگردان جشنواره شد و حسن محمدزاده نیز برای فیلم «مترسک» جایزه بهترین فیلم سال را به خانه برد. «مترسک» داستان تقابل بچه و نامادری است که با خشونت آغاز و در نهایت به صلح و صمیمیت میانجامد. درون مایهای که در سالهای بعد به تم محوری شماری از فیلمهای اجتماعی-خانوادگی سینمای ایران بدل شد، آثاری که شاید سرآمدشان را بتوان «میخواهم زنده بمانم» ایرج قادری دانست. در این سال جمشید مشایخی برای دو فیلم «گلهای داوودی» و «کمالالملک» بهترین بازیگر مرد شد و پروانه معصومی نیز که از معدود بازماندگان ستارههای زن سینمای قبل از انقلاب بود، برای بازی در فیلم رسول صدرعاملی بهترین بازیگر زن لقب گرفت. [اطلاعات بیشتر]
یادداشتهای جشنواره 2 [مرور سه دوره دوم]

دوره چهارم، در دوازدهم بهمن ماه 1364 با رقابت 22 فیلم در بخش مسابقه اصلی کار خود را آغاز کرد. در این سال عباس کیارستمی با اثر تجربی «اولیها» تنها پرچمدار «موج نویی»های سینمای ایران بود و سیروس الوند همچنان حضور پررنگی در جشنواره داشت. محسن مخملباف هم که با سه فیلم در جشنواره دوم شرکت کرد، در این سال «بایکوت» را به میدان رقابت فرستاده بود. فیلمی که به گفته وی، نخستین اثرش بود که مفهوم دکوپاژ در آن معنا پیدا کرد. در این دوره، جایزه بهترین فیلم به چهار بخش «پیوند انسان با طبیعت»، «خانوادگی»، «اخلاق در ورزش» و «طرح طنز با مسائل سیاسی» تفکیک شد که بترتیب فیلمهای «جادههای سرد» ساخته مسعود جعفریجوزانی، «پدربزرگ» اثر مجید قاریزاده، «خط پایان» محمدعلی طالبی و «اتوبوس» کمدی تحسینآمیز یدالله صمدی، به عنوان آثار منتخب معرفی شدند. در این سال، در حالی که علی ژکان با فیلم درخشان «مادیان» پدیده جشنواره شناخته شد و انتظار دریافت جوایز اصلی از سوی این فیلم میرفت، کیانوش عیاری برای «تنوره دیو» بهترین کارگردان شد و «مادیان» تنها برای بهترین موسیقی فیلم برگزیده شد. جوایز بازیگری زن نیز در حالی که میتوانست سوسن تسلیمی را به خاطر بازی درخشانش در «مادیان»، برگزیده کند، به هیچ کس اهدا نشد و در بخش مردان، زندهیاد هادی اسلامی برای فیلم «اتوبوس» بهترین بازیگر نقش اول مرد لقب گرفت و اسماعیل محمدی برای «تنوره دیو» بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. [اطلاعات بیشتر]
دوره پنجم را باید یکی از سالهای پربار جشنواره فجر دانست. دلیل این مدعا را باید حضور همزمان آثار درخشان فیلمسازانی مانند ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، کیانوش عیاری و مسعود جعفریجوزانی، در کنار ظهور کارگردانانی چون ابراهیم حاتمیکیا، پوران درخشنده و داریوش فرهنگ، دانست. اما در میان این همه فیلم درخشان و در عین غافلگیری «پرواز در شب» مرحوم رسول ملاقلیپور به عنوان بهترین فیلم، معرفی شد و کیارستمی برای «خانه دوست کجاست؟» بهترین کارگردان جشن پنجم سینمای ایران لقب گرفت تا بدین ترتیب ناصر تقوایی برای اقتباس ستایشبرانگیزش از «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی با دست خالی جشنواره را ترک کند. در این سال داریوش ارجمند و سعید پورصمیمی برای بازیهای درخشان در «ناخدا خورشید» بهترین بازیگران مرد نقش اول و دوم شدند و در بخش زنان هم علیرغم شایستگی سوسن تسلیمی برای «طلسم»، پروانه معصومی برای «ناخدا خورشید» و حمیده خیرآبادی برای «اجاره نشینها»، باز هم جایزهای در بخش زنان اهدا نگردید. جشنواره پنجم همچنین در عین اینکه عرصه ظهور کارگردانانی چون حاتمیکیا، درخشنده و فرهنگ بود، میدانی برای حضور تکستارههای کارنامه کارگردانانی چون ابراهیم فروزش با فیلم «کلید» و محمدعلی نجفی با «گزارش یک قتل»، قرار گرفت. [اطلاعات بیشتر]
یکی از شلوغترین سالهای جشنواره. حضور 27 فیلم در بخش مسابقه، از دوره ششم، جشنی پر ازدحام ساخت. در سالی که شاید شاخصترین فیلم جشنواره «شاید وقتی دیگر» بهرام بیضایی بود و مهرجویی با «شیرک» چندان فروغی نداشت، یک فیلمساز زن به نام پوران درخشنده، به خاصر ملودرام «پرنده کوچک خوشبختی» جایزه بهترین فیلم را به همراه سیفالله داد برای «کانیمانگا»، به خانه برد تا این اتفاق در کنار حضور سینماگر زن دیگری به نام رخشان بنیاعتماد که با «خارج از محدوده» در جشنواره حاضر بود، شروع محکمی برای حضور فیلمسازان زن در سینما واقع گردد. «پرنده کوچک خوشبختی» تنها به جایزه بهترین فیلم بسنده نکرد و علاوه بر آن در چند رشته دیگر نامزد دریافت جایزه شد شد. کیانوش عیاری نیز برای فیلم جنگیاش، «آن سوی آتش» بار دیگر بهترین کارگردان ایران شناخته شد. پروانه معصومی برای دومین بار، با درخشش در دو فیلم «شکوه زندگی» و نیز «جهیزیهای برای رباب» سیمرغ بلورین گرفت و فرامرز قریبیان مرد اول جشنواره ششم به خاطر بازی در فیلم «ترن» گردید. آنیک شفرازیان برای بازی در فیلم «سرزمین آرزوها» بهترین بازیگر زن نقش دوم شد و سعید پورصمیمی برای دومین سال پیاپی جایزه بازیگر نقش مکمل مرد را برای فیلم «تحفهها» از آن خود نمود. [اطلاعات بیشتر]
یادداشتهای جشنواره 3 [مرور سه دوره سوم]

هفتمین جشن سینمای ایران باز هم میزبان قدیمیها، نو ظهورها و پدیدهها بود. در سالی که کیمیایی با به زعم من بهترین فیلم پس از انقلابش، «سرب»، از مدعیان سرسخت بود، کیانوش عیاری با «روز باشکوه» به دنبال تکرار موفقیتهای گذشته میگشت، حاتمیکیای جوان با فیلم قابل تحسین «دیدهبان» در کانون توجه قرار داشت، محمد بزرگنیا با فیلم فاخر آن زمان، «کشتی آنجلیکا»، برای سیمرغ بلورین خیز رفته بود، جعفریجوزانی «در مسیر تندباد» را به جشنواره آورده بود و محسن مخملباف با دو فیلم درخشان «عروسی خوبان» و «بای سیکل ران» حضور پر رنگی داشت، این سعید ابراهیمیفر بود که نخستین فیلم بلندش همگان را میخکوب نمود و سایه سنگینی بر جشنواره افکند. «نار و نی» که با بیمهری داوران، تنها به جایزه ویژه هیئت داوران بسنده کرد، یکی از درخشانترین آثار سینمای پس از انقلاب ایران و بیتردید بهترین فیلم جشنواره هفتم بود. اما این «در مسیر تندباد» بود که سرانجام بر سکوی نخست جشنواره ایستاد و محسن مخملباف برای «بای سیکل ران» سزاوارانه بهترین کارگردان شد. رؤیا نونهالی و فاطمه معتمدآریا به عنوان دو تن از چهرههای تازه زن سینمای پس از انقلاب، بترتیب برای «عروسی خوبان» و «برهوت» مورد ستایش قرار گرفتند و «عزتالله انتظامی» به خاطر «گرند سینما» و محمد جعفری برای «زرد قناری» بهترین بازیگران مرد نقش اول و دوم شدند. [اطلاعات بیشتر]
جشنواره هشتم فیلم فجر، جشنوارهای خلوت اما پر ستاره بود، بطوریکه این دوره را از حیث تنوع فیلمهای خوب حاضر در آن، باید به عنوان یکی از درخشانترین سالهای برگزاری جشنواره فجر قلمداد کرد. حضور نامهایی چون «هامون» داریوش مهرجویی، «کلوزآپ» عباس کیارستمی، «مادر» زندهیاد علی حاتمی و «دندان مار» مسعود کیمیایی و «ای ایران» ناصر تقوایی، عرصه جشنواره را تحت سلطه موجنوییها قرار داده بود. اما در میان این همه اسم بزرگ، فیلم بیادعا و درخشان «مهاجر» ساخته ابراهیم حاتمیکیا، گوی سبقت را از بزرگان ربود و بر جایگاه نخست تکیه زد. در این سال و با بیتوجهی هیئت داوران به فیلمهای کیارستمی، کیمیایی و تقوایی، «هامون» مهرجویی با تصاحب شش سیمرغ پر افتخارترین فیلم جشن هشتم گردید. مهرجویی با «هامون» علاوه بر تصاحب جایزه بهترین کارگردانی، به سیمرغ بهترین فیلمنامه نیز دست یافت و در ضمن خسرو شکیبایی به خاطر جاودانه کردن نام حمید هامون در تاریخ سینمای ایران، بهترین بازیگر نقش اول مرد لقب گرفت. در این سال، مادر سالخورده سینمای ایران، روانشاد رقیه چهرهآزاد برای درخشش در نقش مادر، در «مادر» حاتمی بهترین بازیگر زن شد و افسر اسدی برای فیلم «عبور از غبار» جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را از آن خود نمود. اکبر عبدی نیز برای بازی حیرتانگیزش در فیلم «مادر» بهترین چهره نقش مکمل مرد جشنواره هشتم شد. [اطلاعات بیشتر]
با گذشت هشت سال از برگزاری جشنواره سینمای ایران، این جشن سالانه رفته رفته حائز شکل و ساختار منسجمتری گردید. بخشهای جدیدی به آن اضافه شد تا عرصه برای حضور شمار بیشتری از سینماگران فراهم آید. همین دلیل باعث شد تا در دوره نهم تنها نام 12 فیلم در بخش مسابقه اصلی دیده شود و عمده آثار تازهواردهای سینما، به بخش رقابتی فیلمهای اول و دوم راه یابند. البته در میان این 12 فیلم، باز هم فیلمی همچون «پرده آخر» بود که نخستین ساخته بلند فیلمساز بااستعدادش، واروژ کریممسیحی، به شمار میرفت، اما «پرده آخر» آن قدر خوب و درخشان بود که بیرون گذاشتنش از میدان اصلی رقابت، قطعاً حکمی غیرمنصفانه بود. بدین ترتیب «پرده آخر» به عرصه آمد و جشنواره نهم را در یک کلام مغلوب خود کرد. این فیلم در هفت رشته سیمرغ بلورین گرفت و جمعاً در یازده رشته نامزد دریافت جایزه شد. واروژ کریم مسیحی برای آن، بهترین کارگردان شد، فریماه فرجامی و نیکو خردمند، بهترین بازیگران زن نقش اول و مکمل شناخته شدند و سعید پورصمیمی سومین سیمرغ بلوریناش را برای این فیلم به چنگ آورد. پس از «پرده آخر»، این فیلم ساختارشکن بهروز افخمی بود که پدیده جشن نهم لقب گرفت. «عروس» که با معرفی دو چهره جدید به نامهای نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب، برای نخستین بار پس از انقلاب، مفهوم سوپراستار بودن را نزد بازیگران مجدداً مطرح ساخت، علاوه بر اینکه پرفروشترین فیلم آن سال شناخته شد، توانست تا در چارچوبهای هنجاری و اخلاقی سینمای انقلاب، بعد تازهای را در این سینما بگشاید و از این حیث، نامش به عنوان یکی از آثار جریانساز در کتاب سینمای ایران ثبت گردد. فستیوال نهم، همچنین از حیث اینکه 20 درصد از فیلمهای بخش مسابقهاش، پس از پایان جشنواره تا به امروز در گنجینه توقیف رفتهاند، دورهای جالب توجه بود. «نوبت عاشقی» و «شبهای زایندهرود» هر دو ساخته محسن مخملباف و «در مسلخ عشق» اثر کمال تبریزی، سه فیلمی بودند که از میان دوازده فیلم حاضر هیچگاه به اکران عمومی در نیامدند. در این سال و در حالی که «پرده آخر» میتوانست با تصاحب دو جایزه بهترین بازیگر نقش اول برای داریوش ارجمند و همچنین بهترین فیلم سال، به اثری دستنیافتنی از حیث دریافت جایزه در تاریخ جشنواره تبدیل گردد، اما به حق و یا ناحق، این دو جایزه را به مهدی هاشمی برای «دو فیلم با یک بلیت» و یدالله صمدی برای «آپارتمان شماره 13» واگذار کرد. [اطلاعات بیشتر]
یادداشتهای جشنواره 4 [مرور سه دوره چهارم]

«مسافران» بهرام بیضایی، «زندگی و دیگر هیچ» عباس کیارستمی، «بانو» داریوش مهرجویی، «دلشدگان» علی حاتمی، «نرگس» رخشان بنیاعتماد و «ناصرالدین شاه، اکتور سینما» محسن مخملباف. تعجب نکنید! جشن دهم سینمای ایران باید از میان این آثار درخشان و ماندگار، یکی را بر میگزید. همچنین به این فهرست اضافه کنید «بدوک» مجید مجیدی، «خانه خلوت» مهدی صباغ زاده، «هور در آتش» عزیزالله حمیدنژاد، «وصل نیکان» ابراهیم حاتمیکیا و «دو نیمه سیب» کیانوش عیاری را. ضمناً بدانید که تهمینه میلانی، ابوالفضل جلیلی، رسول صدرعاملی، یدالله صمدی، ابوالحسن داوودی و سیروس الوند هم در جشنواره بودند. حال ببینید که دهمین دوره چه میدان دشواری برای رقابت فیلمسازان بود. اما از میان این جمع شاخص، یک فیلم شریف، دوستداشتنی و تأثربرانگیز، به نام «نیاز» ساخته علیرضا داودنژاد، به شایستگی بر دیگران غلبه کرد و بر سکوی نخست تکیه زد. رخشان بنیاعتماد برای کارگردانی فیلم تحسنآمیز «نرگس» بهترین کارگردان شد تا پس از پوران درخشنده دومین زنی باشد که برای این عنوان، جایزه میگیرد. جوایز بازیگری به جز یک مورد در انحصار «مسافران» بهرام بیضایی قرار گرفت که جمعاً موفق به بردن شش سیمرغ از جمله جایزه ویژه هیئت داوران، به خانه شد. شادروان جمیله شیخی و فاطمه معتمدآریا برای این فیلم جوایز بازیگری در بخش زنان را بردند و مجید مظفری هم بهترین نقش مکمل مرد شناخته شد. جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد نیز به فرامرز صدیقی برای بازی در فیلم «دادستان» تعلق گرفت. در این سال همچنین پست مدرن درخشان محسن مخملباف هم دیده شد و با چهار سیمرغ جشنواره را ترک کرد و پس از آن «نرگس» با درخشش در دو رشته، سومین فیلم موفق جشن دهم لقب گرفت.
دوره یازدهم، متراکمترین سال برگزاری جشنواره فجر بود. اما از حیث تعداد فیلمهای مهم، دوره چندان پرباری نبود، بطوریکه شاید بتوان از میان آثار شاخص، تنها به «سارا» مهرجویی، «رد پای گرگ» کیمیایی، «از کرخه تا راین» حاتمیکیا، «یکبار برای همیشه» الوند، «هنرپیشه» مخملباف در کنار «چکمه» محمدعلی طالبی و همچنین «شرم» و «صبح روز بعد» ساخته کیومرث پوراحمد، به عنوان پدیده، اشاره کرد. از سویی گفتنی است که فیلمسازن مهمی چون کیانوش عیاری، مسعود جعفریجوزانی، ابوالحسن داوودی و احمدرضا درویش هم حضور چندان قدرتمندی در جشنواره نداشتند. سرانجام «از کرخه تا راین» ابراهیم حاتمیکیا به عنوان بهترین فیلم معرفی گردید و سیروس الوند پس از سالها حضور مستمر در جشنواره بالاخره تندیس بهترین کارگردانی را برد. فاطمه معتمدآریا برای «یکبار برای همیشه» بهترین بازیگر زن شد و فرامرز قریبیان هم بار دیگر برای «بندر مه آلود»، بهترین هنرپیشه مرد جشنواره لقب گرفت. یاسمن ملک نصر برای «سارا» و جهانبحش سلطانی برای «شرم» نیز جوایز نقشهای مکمل بازیگری را ربودند.
دوازدهمین جشنواره فیلم فجر هم، دوره چندان شاخصی نبود. از میان 24 فیلم حاضر در این سال، تنها عده معدودی بودند که قد و قواره شرکت در معتبرترین جشن سینمای ایران را داشتند. به همین روی در این سال هیچ اثری به عنوان بهترین فیلم معرفی نشد. سرانجام در بهمن سرد 1372 که بیبرگ و باری جشنواره بر سرمایش میافزود، محمد بزرگنیا برای شاید شاخصترین اثر آن سال، «جنگ نفتکشها» بهترین کارگردان شد، فاطمه معتمدآریا سومین سیمرغ پیدرپیاش را به خاطر «همسر» گرفت، عزتالله انتظامی برای دومین بار به خاطر «روز فرشته» تقدیر شد و نیکو خردمند و جعفر دهقان هم به ترتیب برای فیلمهای «بازیچه» و «حماسه مجنون» جوایز بازیگری نقش مکمل را به خانه بردند. گفتنی است که شاید مهمترین اتفاق جشن دوازدهم نمایش نخستین فیلم حسینعلی لیالستانی، «بلندیهای صفر»، بود که بیشترین جنجال آن سال را آفرید و منتقدان را در دو صف، در مقابل هم قرار داد. اتفاقی که پس از آن دیگر برای لیالستانی کمکار، رخ نداد.
یادداشتهای جشنواره 5 [مرور سه دوره پنجم]

در این سال باز هم شمار آثار راه یافته به بخش مسابقه اصلی بالا بود. 37 فیلم، که عمدتاً یا ملودرامهای اجتماعی بودند و یا فیلمهای متعلق به ژانر موسوم به دفاع مقدس، برای تصاحب سیمرغهای جشن سیزدهم با یکدیگر به رقابت پرداختند. مهرجویی، در ادامه حضورهای مستمرش در ادوار گذشته و در مسیر آثار با پس زمینه فلسفیاش که از «هامون» به این سو بدان گرویده بود، با «پری» به جشنواره 13 آمده بود، کیمیایی با محصول مشترکش، «تجارت»، که آنرا تماماً در آلمان ساخته بود، حضور داشت، مخملباف در مسیر تجربهاندوزیهایش، با شبه مستند «سلام سینما» چشم به سیمرغ داشت، جعفری جوزانی با «دل و دشنه»، بنیاعتماد با «روسری آبی» و سیفالله داد با فیلم ایرانی-لبنانی «بازمانده» از دیگر نامداران دوره سیزدهم بودند. اما در این میان، فیلم پر هزینه «روز واقعه» ساخته شهرام اسدی با فیلمنامهای از «بهرام بیضایی» سرانجام بهترین فیلم شناخته شد و احمدرضا درویش هم به خاطر ساختن «کیمیا» جایزه بهترین کارگردانی را گرفت. در سالی که جعفر پناهی با «بادکنک سفید» پدیده بیچون و چرای جشنواره بود، اما این فیلم تحسین شده در جشنواره بزرگی چون کن، دست خالی از مسابقه سینمای ایران بیرون آمد و تنها به سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول بسنده نمود. خسرو شکیبایی پس از «هامون» بار دیگر به خاطر «کیمیا» بهترین بازیگر مرد ایران شد و مینا لاکانی هم برای «دیدار» جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت نمود. جوایز نقش مکمل بازیگری هم به گلاب آدینه برای «روسری آبی» و علی مصفا برای «پری» تعلق گرفت. [اطلاعات بیشتر]
تعداد فیلمهای شرکت کننده در فستیوال فجر در سال 1374 به عدد 42 رسید. این رقم اگرچه میتوانست به سبب افزایش تولیدات سینمای ایران امری خوشایند تلقی گردد، اما از سوی دیگر هم تعدد بالای فیلمهای شرکت کننده در فستیوالی که داعیههای بینالمللی بودن را در سر میپروراند، به قطع یقین نقطه ضعفی برای جشنواره فجر محسوب میشد. با این حال جشن چهاردهم به کار خود ادامه داد و در چهاردهمین سال برپاییاش، علیرغم پذیرش 42 فیلم، هیچ اثری را شایسته عنوان بهترین فیلم ندانست. هر چند که در این جمع کثیر، بودند آثاری که میتوانستند به این مهم دست یابند. «گبه» و «نون و گلدون» از محسن مخملباف و «بوی پیراهن یوسف» و «برج مینو» از ابراهیم حاتمیکیا، در کنار «شاخ گاو» کیانوش عیاری و نیز «پدر» مجید مجیدی و نیز دو فیلم مهم «سفر به چزابه» ساخته مرحوم ملاقلیپور و «لیلی با من است» اثر درخشان کمال تبریزی، از جمله آثاری بودند که در نیمهبرهوت آن سال، میتوانستند عنوان بهترین فیلم را از آن خود نمایند. با این حال، فیلم پرفروش «خواهران غریب» جایزه بهترین کارگردانی را برای کیومرث پوراحمد به ارمغان آورد. محمد کاسبی در رقابت با پرویز پرستویی تندیس بهترین بازیگر مرد را به خاطر «پدر» دریافت کرد و فاطمه گودرزی هم برای «غزال» به بانوی نخست آن سال سینمای ایران بدل شد. حسین یاری برای «آخرین مرحله» و پریوش نظریه به خاطر «پدر» نیز دو برگزیده بازیگری در نقش مکمل شدند. [اطلاعات بیشتر]
جشنواره فجر در حالی که همچنان پیش میرفت، تعداد آثار حاضر در بخش مسابقهاش را نیز به موازات خود پیش میبرد و این بار، در سال پانزدهم، میزبان 44 فیلم در بخش مسابقه بود. فهرست بلندبالایی که شاید تنها چهار فیلم آن قابل اعتنا بود. «لیلا» داربوش مهرجویی و «بچههای آسمان» مجید مجیدی و با التفات بسیار، «کیسه برنج» محمدعلی طالبی و «سرزمین خورشید» احمدرضا درویش. به همین روی بیراه نیست اگر بگوییم، سال پانزدهم، نه جشن بلکه سوگواری سینمای ایران بود. در این سال همانگونه هم که پیشبینی میشد، فیلم اسکاری «بچههای آسمان» فاتح بلامنازع جشنواره شد و جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از آن خود نمود. ابوالفضل پورعرب که با «عروس» به جوان اول آن سالهای سینمای ایران بدل شده بود، به خاطر «مردی شبیه باران» بهترین بازیگر مرد لقب گرفت و گلچهره سجادیه هم به خاطر «سرزمین خورشید» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را به خانه برد. در بخش بازیگران نقش مکمل مرد جایزهای اهدا نگردید اما در میان زنان، زندهیاد جمیله شیخی به خاطر «لیلا» مورد تقدیر قرار گرفت. [اطلاعات بیشتر]
یادداشت های جشنواره 6 [مرور سه دوره ششم]

دوره شانزدهم – 1376
جشنواره شانزدهم به جز چند فیلم خوب و نیز ظهور یک پدیده تازه به نام سمیرا مخملباف، حرف تازهای برای سینمای ایران نداشت. در سالی که «طعم گیلاس» کیارستمی میتوانست جشنواره را تحت تاثیر قرار دهد، این فیلم از بخش مسابقه کنار رفت تا چند ماه بعد فاتح نخل طلای فستیوال کن شود. از شاخصترین آثار این دوره را شاید بتوان به «درخت گلابی» اشاره کرد. فیلم ساده و در عین حال عمیق و سرشار از معنای عاطفی داریوش مهرجویی، که از پس چندگانه فلسفی-اجتماعیاش، بیرون آمد و به نگینی در کارنامه این فیلمساز خلاق بدل شد. «تولد یک پروانه» مجتبی راعی هم در عین بیادعایی، حرفهای بزرگی برای گفتن داشت و همچنین «بانوی اردیبهشت» رخشان بنیاعتماد. از «جهان پهلوان تختی» هم میشود به عنوان فیلم مهمی یاد کرد که پس از مرگ علی حاتمی، چند بار دست به دست چرخید و سرانجام به بهروز افخمی رسید و او نیز انصافاً خروجی مطلوب و شایستهای را تحویل داد. در این میان میتوان از «مهر مادری» کمال تبریزی هم سخنهای فراوان گفت. فیلمی در ستایش محبت بلاعوض مادرانه، در چارجوب فیلمنامهای خوب با شخصیتهایی دوست داشتنی. اما در بین تمامی این آثار درخشان، بیشک حرف اول را «آژانس شیشهای» میزد. کاملترین فیلم حاتمیکیا تا بدین لحظه، با ریتمی کوبنده وو نفسگیر، یک دوجین بازیهای درخشان و سرانجام یک خاطره فراموشنشدنی. «آژانس شیشهای» یک تنه هشت سیمرغ بلورین گرفت و حاتمیکیا را به فاتح بلامنازع جشنواره شانزدهم بدل ساخت. تقابل پرویز پرستویی و رضا کیانیان دو سیمرغ را برای ایندو بازیگر توانمند به ارمغان آورد و بیتا بادران نیز برای این فیلم بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. انیس شکوری هم برای فیلم «درخت جان» برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول شد. [اطلاعات بیشتر]
دوره هفدهم – 1377
از میان 20 فیلم راه یافته به مسابقه سینمای ایران در سال 77، از سه فیلم به عنوان آثار ساختار شکن میتواند یاد کرد. «قرمز» فریدون جیرانی، «مصائب شیرین» علیرضا داودنژاد و از همه مهمتر «دختری با کفشهای کتانی» رسول صدرعاملی، که هریک در زیرژانر خود توانستند جریانساز مسیرهای تازهای در فیلمنامههای آثار پس از خود تبدیل شوند. اما با وجود این سه فیلم مهم و نیز «دو زن» تهمینه میلانی، که انصافاً یکی از بهترینهای این فیلمساز تا به امروز است، جشنواره بار دیگر به رسول ملاقلیپور روی خوش نشان داد و «هیوا»ی او را شایسته دریافت جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردانی دانست. البته در این دوره جایزه بخش کارگردانی مشترکاً به ملاقلیپور و داودنژاد تعلق گرفت تا فیلم خوب «مصائب شیرین» هم از جوایز مهم جشنواره بینصیب نماند. «دو زن» هم سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را دریافت کرد و «قرمز» نیز جوایز اصلی بازیگری را از آن دو ستاره جوانش، هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن، نمود. احترامسادات حبیبیان و حسین محجوب نیز بترتیب برای «مصائب شیرین» و «رنگ خدا» بهترین بازیگران نقش مکمل لقب گرفتند. اما در این بین تنها فیلم خوب صدرعاملی بود که دست خالی وداع تلخی با جشنواره هفدهم کرد. همچنین در میان آثار این سال گذشتن از کنار آثاری چون «رنگ خدا» مجید مجیدی، «شیدا» کمال تبریزی و از همه مهمتر «روبان قرمز» ابراهیم حاتمیکیا که به زعم من فدای جوایزی شد که «آژانس شیشهای» در دور قبلی برده بود، غیرمنصفانه است. [اطلاعات بیشتر]
دوره هجدهم – 1378
هجدهمین دوره جشنواره فیلم فجر با راهیابی 19 فیلم به میدان رقابت نهایی کار خود را آغاز کرد. فیلمسازان حاضر در این دوره را باید ترکیبی از مطرحترین چهرههای موج نو سینمای ایران، پیشتازان سینمای پس از انقلاب و نسل سومیهای آیندهداری توصیف کرد که هر یک در جای خود امید فراوانی به درخشیدن داشتند. «اعتراض» مسعود کیمیایی، «میکس» داریوش مهرجویی، «دستهای آلوده» سیروس الوند، همراه با بازگشت بهمن فرمانآرا پس از 17 سال با «بوی کافور عطر یاس»، نوید سال پرباری برای موج نوییها بود. هر چند که شاید التفات مسئولان به فیلم درخشان عباس کیارستمی، «باد ما را خواهد برد»، میتوانست این حضور را پر رنگ تر گرداند. در این بین مسعود جعفری جوزانی با «بلوغ»، احمدرضا درویش با «متولد ماه مهر» و خسرو سینایی با «عروس آتش»، ابوالحسن داودی با «مرد بارانی»، از حضور پر رنگ نسل اولیهای انقلاب خبر میداد و ظهور نامهایی چون پرویز شهبازی، رامین بحرانی، رفیع پیتز، بابک پیامی و رضا میرکریمی دورنمای پر امیدی را برای سالهای آتی مجسم مینمود. در این سال و علیرغم حضور این همه فیلم خوب، بهمن فرمانآرا، فاتح بلامنازع جشنواره شد تا پس از 17 سال دوری، بازگشت قدرتمندانهای با نخستین فصل از «تریلوژی مرگ»اش، داشته باشد. «بوی کافور، عطر یاس» در هشت رشته، از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، جوایز را درو کرد تا فاصله زیاد، برنده بی چون و چرای جشنواره هجدهم لقب بگیرد. این سال را همچنین باید سال ظهور پدیدهها نیز نامید. حمید فرخنژاد در نخستین حضورش در سینما به عنوان بازیگر، در «عروس آتش» چنان درخشید تا علاوه بر تصاحب جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، به یکی از کاراکترهای جاودانه سینمای ایران بدل شد. میترا حجار تازه نفس هم حضور پررنگتری در «متولد ماه مهر» نسبت به «اعتراض» نشان داد و بهترین بازیگر زن جشنواره شد. فرامرز قریبیان، بار دیگر تواناییهایش را در «مرد بارانی» به رخ کشید و فاتح سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد شد و رؤیا نونهالی برای حضور یک دقیقهای خود در «بوی کافور، عطر یاس» بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. اما پدیده فیلمسازی این سال، بیشک رضا میرکریمی بود. فیلم بیادعای او، «کودک و سرباز»، از نوشته شدن سرفصلی بیآلایش، برای سینمایی ساده، صریح و در عین حال عمیق و پر معنا خبر میداد که در آینده افقهای تازهای را در سینمای ایران خواهد گشود. [اطلاعات بیشتر]
به کوشش
آرش سیاوش
منبع : http://filmology.blogfa.com/